دعوت
محبوبه يوسفي (صنف دهم ج)
بيا تا باهم باشيم
بيا تا از هم باشيم
بيا تا قدري
از احساس شقايق باشيم
براي پيچك باغها
ريسماني باشيم
براي بلبلان خوش الحان
گلي باشيم
تا آرزوي خويش را
زنده سازيم.
|
دعوت محبوبه يوسفي (صنف دهم ج)
بيا تا باهم باشيم بيا تا از هم باشيم بيا تا قدري از احساس شقايق باشيم براي پيچك باغها ريسماني باشيم براي بلبلان خوش الحان گلي باشيم تا آرزوي خويش را زنده سازيم.
+ نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
16:19 |
وهـ......ـم فاطمه پارسا (صنف یازدهم الف) زندگي صادق بود طبيعت عاشق بود و باد مستانه ميرقصيد از دروازهي دوست مولانا آمد در كنارم نشست ... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
16:16 |
نشاني دوست رستمعلي سيرت (صنف دهم الف) سفرم را قطره قطره ميچشم و روي سنگفرش جادهي باريك و بيانتها نقش پايم را درك ميكنم. نشاني دوست. و كمي آنسوتر گلي هستم در دست انتظار كه برگ برگم ميكند.
+ نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
16:13 |
شکوه های شکم عبدالله (صنف هشتم الف) رفته رفته مزه از نان ميرود كيف از برنج بغلان ميرود.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
16:9 |
فرسودن بصیره طاهری (صنف هشتم) گل جواني بودم به شاخهاي، از همه شادابتر هرلحظه لبخند به رويم شكوفا ميشد.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
16:7 |
كاشكي ميتوانستم نازگل رفیعی (صنف هشتم) كاشكي ميتوانستم صورت غمزدهي مادري را به لبخندهاي باراني تبديل كنم. ... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
16:5 |
بنــگر نادره پیمان (صنف هشتم) بنگر به آن چشمهاي پر از اشك آن قلبهاي شكسته به آناني كه از اميدواري به نااميدي رسيده اند....ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
16:3 |
از شب، از سحرگاه کریم صالحی (صنف یازدهم جیم) همهجا تاريك تاريك. بعضيها آرام و در خواب و بعضيها بيدار و هوشيار، نميگذارند تا پردهي شب بر پنجرهي چشمهايشان بيافتد.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
16:0 |
نیایش مصطفی نوری (صنف نهم ب) شب شده دلم ميخواهد به جاي فلم تلويزيون به ستارهها نگاه كنم به ماه خيره شوم به درياي تاريكي و به ستارههاي دنبالهدار.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:57 |
حضور م. ح. خرسند حضور تو مانند جرقهايست كه تنها تاريكي جهان را هويدا ميسازد... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:53 |
جلوه عاطفه (صنف يازدهم ب) خداوند دامن مهآلودش را بر روي آسمان گسترد و آرام آرام مرواريدهاي كوچك را بر روي دامنش چيد. ناگاه مرا كه از پشت پنجره نگاهش ميكردم ديد و از كولهبارش به من يك آيينه داد. + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:51 |
آشناي بيگانه امالبنين اميد (صنف يازدهم الف) سكوت سرخ رنگ دل، باز آ.... امشب تنهاي تنهايم و آشناي بيگانه ايست مهمان من... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:49 |
شهر غروب طاهره جعفري (ششم ب) همگي رهگذر اند. همگي بايد رفت دور از اين شهر غروب.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:46 |
آن وادي دور سميه فدايي (صنف ششم) من احساس ميكنم صداهاي پايش را كه از آن وادي دور به اين سو ميآيد.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:42 |
محاق محمدضيا اكبري (یازدهم جیم) و در اين تاريكي كسي را ياراي ديدن چيزي نبود نفسها خفه چشمها كوتاه و بامداد و آيينه واژههاي فراموش شده.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:38 |
مجال بودن راضيه رضايي (صنف یازدهم الف) ما كه رفتيم تو ديگر به طوفانهاي دشت نيانديش به گرد و غباري كه روي شيشهي پنجره نشست و تو ناديده گرفتي بامهاي حقيقت را.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:36 |
براي رفتن فاطمه پارسا (صنف یازدهم الف) چقدر عجيب است وقتي كفشهايم جفت ميشوند يك واژه را معنا ميكنند گامي براي رفتن... فرصتي براي دويدن بيخبر از شمارش گامها ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:34 |
زندگي ثريا محبي (صنف هشتم)
زندگي زيباست با لبخند ها زندگي راهيست روي لحظه ها...ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:32 |
آخرين پيام معصومه (صنف نهم) پرستوها دوباره كوچ كردند مرا از عمق معنا پوچ كردند... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:29 |
انتها معصومه (صنف نهم) خداحافظ طلوع صبح فردا خدا حافظ تمام آرزوها سلام اي نقطهي پايان احساس... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:27 |
تمنا عاطفه (صنف دهم ب) دستهايم باش بيا و دستهايم باش: مرغابيها بيدانه اند... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:25 |
باراني نيست ام البنين اميد ديريست كه دل دادهايم به باران و هرچه باراني است عاشقيم، عاشق باران... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:22 |
با من بمان سكينه ظفري (صنف دهم) با من بمان اي طلوع بيكرانهي خورشيد با من بمان اي پرندهي خوش خوان درخت صنوبر و بيد... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:20 |
بسازيم از نو فاطمه فايز از صنف نهم بيا زندگي را بسازيم از نو براي بودن، براي ماندن براي ماندن در جايي كه نشان خوشبختي باشد... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
15:17 |
آوای یک جام فاطمه پارسا (صنف یازدهم الف)
به تو ميگويم اي دوست عمر من به سان آن جام شرابيست كه نوشيدنش هردم مرا از پاي مياندازد و در ناگزيرترين روزها ديگر جام خاليست و مستي در خواب.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت
18:31 |
آبی باشیم ام البنین (صنف یازدهم الف) شب بود و سكوت پنجره منتظر مهتاب حريم خويش را گشاده بود شاخهي درختي ستاره ميچيد از آسمان و بر جامهاي تهي از نور هديه ميكرد.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت
18:29 |
منتظر طاهره مظفری (صنف دهم ب) شب بود و سكوت پنجره منتظر مهتاب حريم خويش را گشاده بود شاخهي درختي ستاره ميچيد از آسمان و بر جامهاي تهي از نور هديه ميكرد... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت
18:27 |
دخترک آسمان را حس می کند ریحانه ایثار(صنف یازدهم ب) در انتهاي كوچه دختركيست آسمان منتظرش آسمان فكر ميكند فكر ميكند كه اين بار قصههايش را به او بگويد... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت
18:24 |
تا بام زندگی (به یاد همه ی آنهایی که جاودانه زیستند) راضیه رضایی (صنف یازدهم الف) همه می دانند همه می دانند آن آفتاب سرکش و گستاخ نیز که در خسوفی سهمگین به سر می برد این را می داند... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت
14:45 |
زمزمه ی عشق عاطفه قانع(صنف یازدهم ب)
آسمان آرام کوچه ها خالی باد آرام از میان شاخه های بی برگ می گذرد و صدای پای آخرین عابر در میان کوچه ها گم می شود... ادامه مطلب + نوشته شده توسط گروه شاعران آینه معرفت در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت
14:43 |
|
|